أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
275
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره النبإ ( 78 ) : آيات 37 تا 38 ] رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً ( 37 ) يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً ( 38 ) خداوند آسمان و زمين و آنچه ميان آسمان و زمين است خداوندى است مهربان به روزى دادن خلق و بخشاينده بر بندگان عاصى و تائب ؛ مالك نباشند و نتوانند ازو خطابى را يعنى نتوانند كه از خداى سخنى باشد بر مراد ايشان و نتوانند كه سخنى گويند مگر وقتى كه دستورى باشد در سخن گفتن . كلبى گفت : شفاعت نتوانند كرد مگر بفرمان خداى تعالى كه مالك نباشند در روزى كه روح باستد « 1 » و فريشتگان در صفى باستند « 2 » سخن نگويند « 3 » هيچ كس از ايشان و از آدميان إلّا آن كس كه خداى تعالى در سخن گفتن وى را دستورى دهد كه وى سخن گويد سخنى بصواب . از عبد الله عبّاس روايت است كه ؛ جهودان از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه : روح چيست ؟ - گفت : لشكرى است از لشكرهاى خداى تعالى و فريشتگاناند ايشان را سر و پاى باشد و دست ؛ و طعام خورند آنگه اين آيت بخواند [ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ ] . عبد الله مسعود گفت : [ روح ] فريشتهايست از آسمانها و كوهها بزرگتر و از همهء فريشتگان عظيمتر ؛ جاى او در آسمان چهارم است خداى تعالى را هر روز دوازده هزار تسبيح كند از هر تسبيحى خداى تعالى فريشتهء آفريند كه روز قيامت او در صفى باستد و جملهء فريشتگان ديگر در صفى . و بروايتى ديگر از عبد الله عباس آن است كه خداى تعالى را بر راست عرش دريائى است از نور مانند هفت آسمان و هفت زمين و هفت دريا ، هر وقت سحر جبرئيل عليه السّلام در آن دريا رود نورش بر نور و جمالش بر جمال در زيادت گردد از آنجا برآيد پرهاى خود بيفشاند از هر قطرهء كه از پرهاى وى بچكد خداى تعالى فريشتهء بيافريند از ايشان هفتاد هزار در بيت المعمور شوند و هفتاد هزار در خانهء كعبه تا روز قيامت نوبت باوّلينان نيايد . وهب گفت :
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بايستد » و « بايستند » و متن مخفّف آن دو كلمه است . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بايستد » و « بايستند » و متن مخفّف آن دو كلمه است . ( 3 ) - در چند نسخه : « نگويد » .